تبليغاتX
درددل

سلام به همه دوستاي گلم.
خيلي وقته مي خوام اين پست رو بنويسم . شايد الان هم خيلي دير شده باشه براي اين همه لطف و دوستي.
تو اين پست مي خوام از دو تا از دوستاي بهتر از گلم تشكر كنم به خاطر همه مهربوني ها و لطفي كه تو اين مدت به من داشتن.
 بعضي وقتها همين دنياي مجازي اينترنت خيلي بهتر از دنياي واقعي هست. اگر تو دنياي واقعي بعضي ها دلمو شكستن عوضش تو دنياي مجازي با آدمهايي آشنا شدم كه با يه دنيا هم عوضشون نمي كنم.
علي آقاي عزيز كه وجودش برام واقعا نعمتي بود تو اين موقعيت وحشتناك. شخصيت و رفتارش تو اين سه سالي كه مي شناسمش واقعا برام محترمه.و حرفهاش چه قبل از اين ماجرا و چه حالا برام تسكين دهنده و آرامش بخشه. تنها كسي كه هر وقت دلم مي گرفت درددلمو براش مي گفتم همين علي آقا بود . خودم هم مي دونم خيلي اذيتش كردم ولي اون هميشه با حوصله و صبور به حرفام گوش ميداد و راهنماييم مي كرد.تو خيلي از مسائل واقعا كمك بزرگي بهم كرد.مخصوصا بعد از فوت برادرم خيلي خيلي بهم كمك كرد.شايد عجيب باشه ولي وجودش تو اين دنياي مجازي تا حدي تونست جاي مهدي رو برام پر كنه .خيلي وقتها صحبت كردن بهترين آرام بخش براي آدمه.منم هميشه بعد از صحبت كردن با علي همچين حالتي رو دارم. بارها به خودش هم گفتم و بازم ميگم برام مثل مهدي عزيزه. واقعا مثل يه برادر خوب و مهربون براي من بوده و هست.اميدوارم منو هم به عنوان خواهر كوچيكش قبول كنه. منم هر كاري از دستم بر بياد براش انجام ميدم.البته به جز دعا كردن براي سلامتي و موفقيت و خوشبختيش تا حالا كاري براش نكردم.
علي جان برات از صميم قلب آرزوي موفقيت تو زندگي آينده ات رو دارم. اميدوارم به چيزهايي كه مي خواي به بهترين صورت ممكن برسي. و ازت مي خوام منو به خاطر همه انرژي هاي منفي اي كه بهت مي دادم ببخشي و اينو بدون كه هيچ وقت محبت هات و يادت رو فراموش نمي كنم.

و كسي كه جاي خواهر نداشته ام رو برام پر كرد و شايد دلسوزتر از يه خواهر هميشه كنارم بود و هست الهام عزيزمه . دوستي كه به دوستي باهاش افتخارمي كنم.
چون تو اين دوره زمونه همچين دوستايي خيلي كم پيدا ميشن. به نظر من آدم بايد دوستهاي واقعيش رو تو موقعيت هاي سخت زندگيش بشناسه و انتخاب كنه. تو دوران خوشي كه همه هستن ولي تو موقعيتهاي سخت هستش كه دوستاي گلي مثل الهام خودشونو نشون ميدن.
من و الهام چهار سال هم دانشگاهي و چند سالي هم همخونه اي بوديم و تو اون دوران شايد انقدر با هم صميمي نبوديم كه الان هستيم.
الهام تنها دوستم بود كه بعد از اين ماجرا به هيچ وجه منو تنها نذاشت و هميشه كنارم بود. طوري شده كه اگه يه روز با هم تلفني صحبت نكنيم شب خوابمون نمي بره.
ماشاالله صحبتهامون هم هيچ وقت تموم نميشه.بعضي وقتها از صبح تا شب با هم هستيم وقتي هم بر ميگرديم خونه يه چند ساعتي با تلفن صحبت مي كنيم.
مي دونم خيلي اذيتش كردم . چون خودش به اندازه كافي مشكل داره ولي هميشه سنگ صبور منه .آخه منم به جز اون كسي رو ندارم به خاطر همين هميشه سر الهام رو درد ميارم. به قول خودمون ببشخيد الهوم جونم. خيلي خيلي دوست دارم عزيز دلم. اميدوارم تو عروسيت به اين زوديها جبران كنم.

خلاصه خواستم يه جورايي البته نميشه گفت جبران فقط تشكر كنم از اين دو تا دوستي كه وجودشون برام يه دنياست و باعث افتخارمه. و اميدوارم كه منم لياقت دوستي باهاشون رو داشته باشم. واقعا نمي دونم اگر علي و الهام نبودن كار من الان به كجا كشيده بود. چون حرف زدن باهاشون اثرش صدها برابر بيشتر از قرصهايي هست كه مصرف ميكنم.بازم يه عالمه مرسي.به اندازه تمام گلهاي دنيا دوستتون دارم.

 


Image and video hosting by TinyPic



لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 0:45 توسط ::ندا::


حسين سلطان عشق
عباس ساقي عشق
زينب شاهد عشق
سجاد راوي عشق
كاروان عشق مي آيد...


 شايد هميشه هر وقت از عاشورا و محرم صحبت ميشه ياد جنگ و خونريزي و شهادت بيفتيم. ولي هر سال كه مي گذره من يه چيز تازه از عاشورا ياد مي گيرم.خوبيش هم به همينه كه اين اتفاق بعد از 1400 سال هيچ وقت تكراري نميشه و هميشه براي آدم تازه مونده و هر سال هم چيزهاي تازه تري به آدم ياد ميده.
من امسال عشق رو تو محرم ديدم. يه عشقي كه سن و سال نمي شناسه. يه عشقي كه هر كس بخواد مي تونه بدستش بياره.عشق به حسين هم مي تونه تو دل يه بچه نوزاد باشه كه لباس سقا بهش پوشوندن هم مي تونه تو دل يه جوون الاف و بيكار كه وقتش از وايسادن سر كوچه ميگذره وجود داشته باشه.ولي وقتي محرم كه ميشه همون پاتوق سر كوچه شو تبديل ميكنه به يه تكيه كوچيك كه توش چاي ميده به عزادارها. شايد به نظر خيلي ها اين درست نباشه ولي همين هم خودش خيليه كه لااقل امام حسين انقدر براش ارزش داشته كه بخواد وقتشو براي اون بزاره.
من تو محرم امسال زيبايي عاشورا رو ديدم.نمي خوام بگم اين حادثه بزرگ تلخ نيست.اتفاقا مصيبت عظمي ست .ولي اگربا چشم دل نگاه كنيم مي تونيم خيلي چيزهاي قشنگ تو عاشورا ببينيم.


عشق و احترام حضرت عباس به امام حسين اگه زيبايي نيست پس چيه؟
عشق امام حسين به خداي خودش وقتي كه رو دست خودش گلوي شش ماهشو مي زنن اگه زيبايي نيست پس چيه؟
صبروسخنراني حضرت زينب بعد از تحمل اين همه مصيبت در مقابل يزيد اگه زيبايي نيست پس چيه؟
سياه شدن چهره همه شهرهاي ايران و اكثر كشورها و لباس عزا پوشيدن و عزاداري كردن اين همه آدم اگه زيبايي نيست پس چيه؟
بپا كردن مراسم نذري و هيئت اونم توسط آدمهايي كه شايد اصلا نمازهم نخونن اگه زيبايي نيست پس چيه؟
تزيين ماشيهاي آخرين مدل با اسم ائمه اگه زيبايي نيست پس چيه؟


و خيلي زيبايي هاي ديگه كه اگه خوب فكر كنيم مي تونيم دركشون كنيم .
صحبتهاي آقاي قرائتي هم در مورد عاشورا و بعضي رسوم نا بجا كه تو وبلاگ
همراز خوندم هم خيلي جالب بود.همشو قبول دارم.شايد لازم باشه يه تجديد نظري تو برپايي اين مراسم داشته باشيم.
ولي من نمي دونم چرا هميشه ده روز اول محرم همه عزاداري مي كنن و به محض اينكه امام حسين كشته شد همه چيز تموم ميشه. آخه چرا؟ تازه اول مصيبته . تازه مصيبت آل الله شروع ميشه؟ هر كي جوابشو مي دونه بهم بگه.
انشالله محرم هر سال پر معنا تر از سال قبل باشه.عزاداري هم فقط به هيئت رفتن و اشك ريختن و سينه زدن نيست. فهميدن چيزهايي جديد در مورد عاشورا با خوندن يه كتاب يا فكر كردن و درك چرايي اين جنگ و شهادت خودش بهترين عزاداريه.


تو اين پست بايد تولد يكي از بهترين دوستان وبلاگيم رو هم تبريك بگم.10 بهمن تولد مجید هستش.يه پسر شر و روشنفكر.يكي از هزاران دوست وبلاگيم كه وجودشون برام غنيمته.اميدوارم تو همه مراحل زندگيش موفق و شاد باشه.

تولدت مبارک مجید جان





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 19:6 توسط ::ندا::


ماه محرم 85 هم رسيد.روزها مثل برق و باد ميان و ميرن. ولي مهم لحظات هستن كه چه جوري ميگذرن.
بوي محرم اومد با صداي نوحه ها و عزاداريها.يه چيزي كه اين چند ساله خيلي ازش خوشم اومده و خيلي بهش توجه مي كنم توجه و عشق جوونها به امام حسينه. تو محرم وقتي ماشنهايي از كنارم رد ميشن كه ميبينم يه جوون نسل سومي و مدرن توش نشسته و نوار نوحه گذاشته به خودم ميگم چه جوريه كه همه قشر آدم عاشق امام حسين ميشن. اين چه سريه كه با اومدن ماه محرم حال و هواي همه عوض ميشه. همه لباس مشكي تن مي كنن و تكيه ها بر پا ميشه. وقتي كه بچه بودم يادمه كه معمولا بزرگترا مسئول هیئت و مراسم هاي محرم بودن.ولي الان بيشتر مجالس رو جوونها تشكيل ميدن.از اين بابت خيلي احساس غرور مي كنم .خيلي خوشم مياد وقتي مي بينم جوونهاي محل كوچه و خيابون رو براي مراسم عزاداري امام حسين آماده مي كنن.
اين موقع هستش كه به فكر مي افتم كه اين حسين كيه كه همه رو مجنون و شيفته خودش ميكنه .اونم بعد از 1400 سال. واقعا دركش سخته . فقط از خدا مي خوام كه بهم كمك كنه راز عاشورا و عشق حسين رو بهتر درك كنم. چون فكر ميكنم واقعا هيچي از اين حماسه به اين عظيمي كه بعد از اينهمه سال هم به اين باشكوهي برگزار ميشه نمي دونم.كم چيزي نيست يه نفر تمام افراد خانوادشو با عشق كامل به ميدون جنگ بفرسته.از بچه شش ماهه تا يه پيرمرد. ولي تمام حادثه عاشورا يه جور عشق بازي با خداست. همونطور كه حضرت زينب فرمودند من در عاشورا به جز زيبايي چيزي نديدم. چه خوب كه آدم با خدا همچين معامله اي كنه .
تك تك شخصيتهاي روز عاشورا براي من مقدسن و از تمام قلبم بهشون عشق مي ورزم.


امام حسين(ع) كه تا لحظه آخر شاهد از دست دادن عزيزانش بود .
حضرت ابولفضل (ع) كه عاشق جذبه و جوونمرديشون هستم.
حضرت علي اكبر(ع) كه برام سمبل ادب هستن.
حضرت علي اصغر(ع) كه ديگه نمي دونم چي بگم. چون خودم عاشق بچه هستم نمي دونم اون كسي كه تير زهر آلود رو به گلوي سفيد يه بچه شش ماهه زد  و با گلوي خشكيده شهيدش كرد رو اسمش رو بايد انسان گذاشت يا حيوان؟
حضرت رقيه (ع) كه هر وقت اسمشو ميشنوم ياد حياط كوچيك حرمشون و عروسكهاي توي ضريحشون مي افتم. واقعا وقتي يه دختر سه ساله دلش هواي باباشو ميكنه بايد سر بريده پدرش رو رو دامنش بزارن؟
حضرت زينب (ع) كه اين چند وقته خيلي برام الگو شدن. سعي مي كنم مثل ايشون باشم.ولي ايشون كجا و من كجا؟ وقتي براي جنازه خونين برادرم رو بهم نشون دادن و من از سينه اش بوسيدم به ياد ايشون افتادم كه تو گودال قتلگاه رگهاي بريده گردن برادرشون رو بوسه زدن.
 وقتي با ني خيزران به لبهاي خوني حسينت تازيانه مي زدن چه حالي شدي زينب؟ وقتي سر بريده برادرت رو روي نيزه ديدي چه حالي شدي زينب؟
مصيبت من پيش مصيبت شما به اندازه ارزني نيست ولي ازتون مي خوام از اون صبر زينبي براي من هم از خدا بخواهيد.



امسال توي مراسم ها ، توي هيئت ها ، توي مرسم نذري سر ديگ نذري، جات خاليه مهدي.
به خاطر همين نمي تونم تو هيچ مراسمي شركت كنم . طاقت ديدن جاي خاليتو ندارم. خود آقا امام حسين منو ببخشه.


از همه خيلي خيلي التماس دعا دارم. تو اين شبها منو فراموش نكنيد.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 0:12 توسط ::ندا::