
سلام.
امشب دقيقا وبلاگ من 1 ساله شد.پارسال يه همچين موقعي من تصميم گرفتم يه وبلاگ درست كنم.
انگيزه اصلي راه انداختن اين وبلاگ به خاطر فوت برادر عزيزم مهدي بود.تو اون شرايط وحشتناك براي فرار از تنهايي و درددل با اون تصميم گرفتم حرفهايي كه تو دلم بود و دلم مي خواست به يكي بگم تو اين وبلاگ بنويسم.اولش به اين نيت بود ولي با گذشت زمان اين وبلاگ يه جورايي خونه دومم شده.هر وقت دلم مي گيره بهش سر مي زنم و دو خطي مي نويسم و سبك مي شم. اينجا خيلي راحتتر از دفتر خاطرات آدم مي تونه بنويسه.البته همه اينها به خاطر وجود دوستان عزيزي هست كه از طريق همين وبلاگ پيدا كردم و باهاشون آشنا شدم.واقعا اگر وجود دوستان خوبم نبود همون اولها خسته شده بودم ، ولي دلداري ها ، صحبتها و نظرات آرام بخششون خيلي كمكم كرد.خيلي چيزها ازشون ياد گرفتم.شايد صفا و صميميتي كه اينجا هست تو دنياي واقعي نباشه.اينجا همه همون چيزي رو ميگن كه تو دلشونه.اينجا ظاهر و سن مطرح نيست همه با اخلاق و رفتار طرف مقابل روبرو هستن.خيلي چيزها از دوستانم كه از من كوچكتر بودن ياد گرفتم. صفا و پاكي قلبشون بود كه من رو تا حالا اينجا نگه داشته.با شاديهاي هم شاد و با ناراحتي ها ، ناراحت مي شديم.اينجا پستهاي هر نفر نشون دهنده قلبشه.چون هر چي كه دلش ميگه مي نويسه به دور از غل و غش. جه خوب بود اگر تو دنياي بيرون هم اينطوري بود.
حالا كه يك سال از وبلاگ نويسيم مي گذره احساس مي كنم تعهدم بهش بيشتر شده ، همچنين مطالب پربار تري بايد بنويسم.شايد دير به دير آپ كنم به خاطر مشغله كاريم ولي هيچ وقت وبلاگم رو نمي بندم.چون برام يه دنيا خاطره ست.هر چند تا الان همش تلخ بوده ولي اميدوارم خاطرات شيرين هم توش نوشته بشه.
از همه دوستاي خوبم كه تو اين يكسال همراه من بوديد تشكر مي كنم و اميدوارم بتونم دوست خوبي براتون باشم.اگر غيبت هاي من كمي طولاني شد نگران نشيد
، اگر نظر هم ندم حتما بهتون سر مي زنم.هميشه به يادتون هستم.





تولد حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر رو به همه مادرهاي دنيا مخصوصا به مادر خودم كه برام باارزشترين چيز تو دنياست تبريك مي گم. قدر مادرهاتونو بدونيد.

